دفتر خاطرات 15.5

من از محیط تاثیر می گیرم....از خاطرات تاثیر می گیرم....از دیوار ها,درها,صدا ها,بوها...من...از هوا هم تاثیر می گیرم!

من...ماهی ام...نه از آن قرمز ها....من...به دیوار ها خو می گیرم!من...به تُنگ ها خو می گیرم!من به تُنگ شما هم خو می گیرم!به خنده هایتان!به این طرف دیوار!

من از تُنگ ها تاثیر می گیرم...!تُنگ هایتان را عوض نکنید...لطفا!!ماهی ها بی صدا میمیرند....

14-فروردین-93

/ 4 نظر / 18 بازدید
دیدار

[لبخند]

آسمان

سلام مریم جان ... [ماچ][قلب] باشه .. من تنگم سرجاشه عوضش نمیکنم [عینک][خجالت]

شیما

اخ منم اینقدر دلم می خواد کاش قسمتش

m.s

سلام یه تجربه سعی کن خیلی به چیزی یا کسی خو نگیری خدا آدم رو با همین وابستگی ها بد جوری امتحان می کنه راستش منم این جوریم من حتی با در و دیوار هم خو میگیرم الان خدا یه جوری امتحانم کرده که جایی که توش زندگی میکنم برام شده زندون من دلم برای خونه بابام تنگ شده در واقع اون جا رو خونه اصلیه خودم می دونم انگار چند سالیه که خونمون نرفتم