21.باز آمد بوی ماه مهر....بوی ماه مدرسه....

باز مدرسه...باز هم صدای ناظم دبستان مریم...که صدایش را رها میکند در بلند گوی مدرسه...خانم ندوووووو...

باز هم همهمه ی یک جین جقله با روپوش های آبی و صورتی و مقنعه های سفید کج وکوله....باز هم دویدن های بعد از مدرسه....

وباز هم از جلو نظام....صدای قرآن و سرود ملی و دعای فرج که پشیمانمان می کند از خواب شیرین صبح...

بزرگی می گوید:تجربه کردن است که مدرسه را محبوب نگه می دارد ولی احمق ها آن را نمی فهمند.... 

کاش...من هنوز مدرسه می رفتم....

/ 4 نظر / 29 بازدید
یه دوست...

تو که کمپوت نیاوردی. ولی من دومیش رو هم جراحی کردم... برام دعا کن...[ناراحت]

fateme

منم دلم مدرسه می خواد اونم از نوعِ دبستانش[ناراحت]

Mr chapool

سلام انصافا من با اینکه دانشگاه قبول شده بودم اما بازم دلم هوای مدرسه رفتنو داشت! مخصوصا وقتی این جقله های ابتدایی رو میدیدم[نیشخند]