گنجشکک اشی مشی...

زمستون انگار بلاخره می خواد خودشو نشون بده...داشتم نا امید می شدم....

آدم برفی ها هم دارن غریبه میشن...حتی کلاغ ها هم امسال اینجا نموندن....

تاريخ ۱٧ دی ۱۳٩۳سـاعت ۱٠:٢۸ ‎ب.ظ نويسنده مریم نظرات () >|

روزای آخره....

نمی دونم اینبار هوایِ خوبِ ریه هام چقدر دووم میاره...

چقـــــــــــــــــــــدر دلم هوای زمستون داره...

کلیکــــــــــ کنید...

+دیوار نوشت:وتو چــــــــه میدانی [شب قــــــــــــــدر] چیستــــــ؟؟[]

تاريخ ٤ امرداد ۱۳٩۳سـاعت ۱٢:٤٩ ‎ب.ظ نويسنده مریم نظرات () >|

 

 

ســـــــــــــــــــلام!

(+پوزش از غیبت طولانی و تشکر از احوال پرسی دوستان!)

حال همـــــهء ما خــــــــــــوب استــــــــ

ملالی نیست جز گم شدن گاه به گاهِ خیالی دور,

که مردم به آن شادمانی بی سببـــــــ می گویند

با این همه عمری اگر باقی بود طوری از کنار زندگی می گذرم

که نه زانویِ آهویِ بی جفت بلرزد و

نه این دل ناماندگار بی درمان!

پ.ن:التماس دعا در این شب ها....

تاريخ ٢٧ تیر ۱۳٩۳سـاعت ۱٠:٥٧ ‎ب.ظ نويسنده مریم نظرات () >|

MisS-A