گنجشکک اشی مشی...

صدای پای بهار می آید

و من این را دیروز ...

از آسمانی که به ضیافت ابرهای عجول نشسته بود فهمیدم .

من و این لیوان چای که سردمان شده است،

خنکای عصر امروز را سر می کشیم ...

+0.5ساعت تا 93

+شعر از سید علی صالحی بود که من با جسارت تمام "سر ظهر "رو  کردم"عصر"...

پ.ن: با عرض معذرت شاعر این شعر مشخص نیست و بنده اشتباه کردم...

تاريخ ٢٩ اسفند ۱۳٩٢سـاعت ۱٢:٠۱ ‎ب.ظ نويسنده مریم نظرات () >|

MisS-A