گنجشکک اشی مشی...

چرا....حالا که می خواهم شاد باشم همه چیز به هم می ریزد....؟!!

تاريخ ۳٠ دی ۱۳٩٢سـاعت ۳:٢٢ ‎ب.ظ نويسنده مریم نظرات () >|

کاش می تونستم الآن همینطوری جیغ بزنم.....

تاريخ ٢٧ دی ۱۳٩٢سـاعت ٦:۱۸ ‎ب.ظ نويسنده مریم نظرات () >|

تاريخ ٢٦ دی ۱۳٩٢سـاعت ٥:۳۳ ‎ب.ظ نويسنده مریم نظرات () >|

خیـــ ال...


ادامـــه مطلب
تاريخ ٢٦ دی ۱۳٩٢سـاعت ٥:۱٥ ‎ب.ظ نويسنده مریم نظرات () >|

من الان اینجا دارم درس می خونماااااا....والا...!!!!


ادامـــه مطلب
تاريخ ٢۳ دی ۱۳٩٢سـاعت ٥:٢٠ ‎ب.ظ نويسنده مریم نظرات () >|

این هندونه دستکار مامانمه جهت شاد کردن من...خیلی دوسش دارم...

بقیه عکساش توی ادامه مطلبه....

پ.ن:3روز دیگه 3تا امتحان پشت سر هم دارم هنوز هیچ غلطی نکردم...!!حالمم خوب نیس...


ادامـــه مطلب
تاريخ ۱۸ دی ۱۳٩٢سـاعت ۱:٢٠ ‎ب.ظ نويسنده مریم نظرات () >|

امروز یه انار خیلی قرمز و خیلی آبدار و خیلی خوشمزه خوردم....جاتون خالی....

این روزا باید خاطره خوردن میوه های بدون کود شیمیایی رو ثبت کرد....

 

پ.ن:زمستون پارسال یه دونه پرتقال خوشمزه ام نخوردم....

تاريخ ۱٦ دی ۱۳٩٢سـاعت ۱۱:٤٩ ‎ب.ظ نويسنده مریم نظرات () >|

امروز اولیــــن برفــــــ زمستونی بلاخــــره اومــد..... 

تاريخ ۱۱ دی ۱۳٩٢سـاعت ۸:۳٦ ‎ب.ظ نويسنده مریم نظرات () >|

انگار وضعیت خیلی داغونه....قضیه جدیه انگار...باید دست به کار شد دیگه....

تاريخ ۱٠ دی ۱۳٩٢سـاعت ۱٠:۳٥ ‎ب.ظ نويسنده مریم نظرات () >|

MisS-A