گنجشکک اشی مشی...

من... 


ادامـــه مطلب
تاريخ ٢۱ فروردین ۱۳٩٢سـاعت ۳:٢٢ ‎ب.ظ نويسنده مریم نظرات () >|

تکرار های سرد....پس چرا خسته نمیشم...مسخ شدم؟...

تاريخ ۱٠ فروردین ۱۳٩٢سـاعت ۱:۳٤ ‎ب.ظ نويسنده مریم نظرات () >|

با تمام روزای سختی که می گذرونم...اما....بهارو دوس دارم...

تاريخ ٤ فروردین ۱۳٩٢سـاعت ۱٠:٤٥ ‎ب.ظ نويسنده مریم نظرات () >|

       

        یه چهار فصل دیگه شروع شد....مثل همه اون 80 فصلی که گذشت...این نیز می 

         می گذرد......

تاريخ ٤ فروردین ۱۳٩٢سـاعت ۱٠:٢٤ ‎ب.ظ نويسنده مریم نظرات () >|

عید امسال....نه دوران طلایی تون (!) مبارک...چقد دلم واسه یه عید بی دغدغه تنگ شده.

تاريخ ۳ فروردین ۱۳٩٢سـاعت ۱٠:٤۳ ‎ب.ظ نويسنده مریم نظرات () >|

این و که می بینین روی درز تیشرتم و  با آبرنگ کشیدم در حقیقت داره منو بغل میکنه....

خیلی دلم برای خودم(!)تنگ شده....

--------------------------------------------------------------------------------------

اینو با کمک یه دوست رنگ کردم و آخرین نقاشی روی لباسمه...


ادامـــه مطلب
تاريخ ۱ فروردین ۱۳٩٢سـاعت ۱٠:٠٦ ‎ب.ظ نويسنده مریم نظرات () >|

MisS-A